سامان بالاخره فهمید یک جای این ماجرا اشتباه بوده...
سامان بالاخره فهمید یک جای این ماجرا اشتباه بوده...
اما نه آن چیزی که فکر میکرد!
این بار مریم چیزی گفت که تمام معادلات را به هم زد:
«چون تو خودت سالها بود که دیگه ما رو نمیشناختی...»
اما منظور مریم چی بود؟
و آن یادداشت با دستخط خودِ سامان چه چیزی را فاش میکند؟ 👀
اگر جای سامان بودی، بعد از دیدن آن یادداشت چه فکری میکردی؟
قسمت پنجم، جاییه که راز اصلی کمکم آشکار میشه...
همراه ما بمونید.
#مردی_که_در_زندگی_اش_گم_شد
#خانواده_دانا
#استاد_تباشیر
#داستان_دنباله_دار
#داستان_کوتاه
#انیمیشن
اما نه آن چیزی که فکر میکرد!
این بار مریم چیزی گفت که تمام معادلات را به هم زد:
«چون تو خودت سالها بود که دیگه ما رو نمیشناختی...»
اما منظور مریم چی بود؟
و آن یادداشت با دستخط خودِ سامان چه چیزی را فاش میکند؟ 👀
اگر جای سامان بودی، بعد از دیدن آن یادداشت چه فکری میکردی؟
قسمت پنجم، جاییه که راز اصلی کمکم آشکار میشه...
همراه ما بمونید.
#مردی_که_در_زندگی_اش_گم_شد
#خانواده_دانا
#استاد_تباشیر
#داستان_دنباله_دار
#داستان_کوتاه
#انیمیشن
- ۳۳۲
- ۱۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط