چند پارتی (درخواستی)

وقتی جیهوپ میبری ایران و.....]

The End of the Last Part💞☘️
________________________

[چند ساعت بعد]

هواپیما از زمین بلند شد
سرمو به صندلی تکیه دادم و چشمامو بستم
دست جیهوپ هنوز توی دستم بود
این بار وقتی چشمامو بستم دیگه به برگشتن فکر نکردم
فقط به این فکر میکردم که بالاخره دوباره دارم برمیگردم خونه خودم

چشمامو باز کردم و به مانیتور نگاه کردم خیلی تو راه بودیم
نگاهی جیهوپ انداختم دستش تو دستم بود و چشماش بسته
آروم لبخند زدم

شاید همه چی اونجوری که اولش میخواستم پیش نرفته بود
شاید کلی سختی و دوری و گریه پشت سر گذاشته بودم
ولی آخرش به چیزی که میخواستم رسیدم

به عشق❤️
به خانواده❤️

این بار دیگه مطمئن بودم
هر جا که باشم
هر اتفاقی که بیفته
تا وقتی که جیهوپ کنارم باشه
همه چی خوبه
و این شروع زندگی جدید من بود
کنار عشق زندگیم
برای همیشه 🤍🎀

(پایان)(The End)

___________________________

خبببب این چند پارتی هم تموم شد
ببخشید اگه خوب نبود دوست نداشتین
یا کسی که این چند پارتی از من خواسته اونجور که دلش می‌خواست نشود ببخشید 💞☘️✨🌿
دیدگاه ها (۲)

چند پارتی

چند پارتی

╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌙 ویو آتفردا بالاخره رسید.از صبح، هر چند ...

چند پارتی

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_16ویو میراچند ثانیه فقط ...

سرنوشت(ویو رایا)نمی‌دونستم چند ساعت گذشته.دیگه حتی توان گریه...

رمان تهیونگ

بچه ها خبر بد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط