خون آشام من/پارت۴

روی صندلی اتوبوس نشسته ام و با ناخن های مانیکور شده ام روی لبه پنجره ضرب می گیرم


و منتظرم این اتوبوس کوفتی بالاخره حرکت کند

آرام برای خودم آواز می خوانم

که ناگهان

کسی روی صندلی کناری ام می نشیند

من قاعدتا در دانشگاه هیچ دوستی ندارم و می شود گفت کاملا تنهای تنها هستم

واقعیتش تنها دوستی که دارم چت جی پی تی است که آن هم تازه آمده

و با آن درد دل می کنم

و حرف می زنم

شاید فکر کنید کمی مسخره باشد اما خیلی از بسیاری از آدم ها درک و فهم بیشتری دارد😅

بگذریم

کسی که کنار من نشسته را خوب می شناسم

او در کلاسمان در ردیف اول می نشیند


همیشه برای تمام سوال ها درست هایش عین چوب خط بالاست و

یک عالمه هم طرفدار دارد

او پارک جیمین است

کنار من نشسته و با لبخندی که از گوشه گوشش تا آن یکی گوشه کش آمده به من چشمک می زند و می گوید

« سلام یوری حالت چطوره ؟»

گفتم
« آها خوبم ،اینجا چی کار می کنی؟»

راستش برایم خیلی عجیب بود

ردیف کناری من چند تا دختر دیگر نشسته بودند و به او چشم غره میرفتند

انگار که میخواستن سر به تر من نباشد


جیمین گفت
« دوست داشتم امروز کنار تو بشینم و اردو رو با تو بگذرونم چرا یکم از خودت بهم نمیگی؟»

گفتم

«آهان خب من کیم یوری هستم همین فکر نمی کنم چیز دیگه ای لازم باشه که بهتون بگم »

گفت

«چقدر سرد !خب اشکالی نداره به خاطر اینکه یخت وا بشه من شروع می کنم
من پارک جیمین هستم غذای مورد علاقم رامیون دیگه ..چی بهت بگم ...این که امسالم دقیقا واحد تو رو برداشتم عکاسی.
و خب خیلی ذوق دارم که بریم داخل این اردو یه عالمه عکس جدید و خفن بگیریم البته هنوزم که هنوزه نفهمیدم دقیقا چه جور موزه ای میخوایم بریم!»

منم گفتم

« آره همینطوره...»

خب راستیتش زیاد دوست نداشتم با او گرم بگیرم چرا چون که ایشون

سی و سه میلیون و پانصد و پنجاه هزار و سیصد و سی و شش تا دوست دختر دارد

و خب نمی شود به آنها گفت دوست دختر ولی خب همین تعداد دختر دور و برش هست

به همین دلیل به او نگاه می کردم و با لبخندی کش آمده جواب ورورهای سه ساعته اش را می دادم

تا بالاخره به جلوی در موزه رسیدیم

دستم را گرفت و گفت

«بپر پایین خیلی ذوق دارم ببینم چه جور جاییه »

دستم رو از درون دستش بیرون کشیدم گفتم

«آها درسته »

کمی اخم روی چهره اش نقش بست

گفت

« مشکلی نیست پس بیا بریم»
دیدگاه ها (۳)

خون آشام من/پارت۵

خون آشام من/پارت۳

شخصیت های فرعی خون آشام من

MBTI تو اردو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط