ملکه قلبم

ملکه قلبم

پارت ۴۹

دیانا، بعد ۵ مین از گردنم دل کند با دل خوری نگاهش کردم

ارسلان، چیه فسقلی

دیانا، دردم گرفت

ارسلان، کار اصلی رو که نمیتونم بکنم اینارم نمیزاری اصلا نمیخوام قهرم

دیانا، مگه من چی گفتم چرا مثل دخترا قهر میکنی من الان باید قهر کنم

ارسلان، نه تو قهر نکن

دیانا، منو ببر بزار تو تختم

ارسلان، بردمش گذاشتمش رو تخت پشتش رو بهم کرد

دیانا، پشتم و بهش کردم که

ارسلان، دستامو دور کمرش حلقه کردم وبه خودم نزدیکش کردم

دیانا، برگشتم سمتش که بوسه ای رو لبم زد

ارسلان، برگشت بوسه ای به لبش زدم

دیانا، نگاش کردم بعد لبخند زدن که یه لبخندی زد که من مردم

ارسلان، میخوای بخوابی

دیانا، نمیدونم کاری ندارم

ارسلان، برم عروسک بیارم بازی کنی

دیانا، داری

ارسلان، اوهوم

دیانا، آره. وایسا عروسک برای چی داری

ارسلان، برای تو خریدم
دیدگاه ها (۱)

ملکه قلبم پارت ۵۰دیانا، راست میگی برای کسه دیگه ای نیست ارسل...

ملکه قلبم پارت ۵۱دیانا، دلت میاد بامن کاری کنی ارسلان، آره ن...

رمان ملک قلبم پارت ۴۸دیانا، برگشتم خواستم حرف بزنم که ارسلان...

رمان ملک قلبم پارت ۴۷دیانا، نمی‌نمیخوام بوست ماله خودت لحاف ...

رمان بغلی من پارت ۱۶۹و۱۷۰و۱۷۱و۱۷۲لیلا:بله تو بچم معلوم نیست ...

رمان بغلی من پارت ۱۳۰و۱۳۱و۱۳۲و۱۳۳دیانا: قرار بود بریم یه سری...

رمان بغلی من پارت ۱۵۳و۱۵۴و۱۵۵و۱۵۶رضا: خوب من بعداً زنگ میزنم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط