از چهره مهتاب ؛ لکش قسمت ماشد

از چهره مهتاب ؛ لکش قسمت ماشد
از عشق ؛ غم مشترکش قسمت ما شد

هی فال گرفتیم در آیینه تقدیر ...
زنگار گرفت و ترکش ؛ قسمت ما شد

وقتی که فلک ؛ حکم به تنهایی ما داد
’بر خورد ورقها و تکش ؛ قسمت ما شد

عمریست که آشفته این بود و نبودیم؛
از مساله ساده ؛ شکش قسمت ما شد..

گفتند که ایام جوانی چه قشنگ است...
غمها و شب و شاپرکش ؛ قسمت ما شد

نامرد رفیقان ؛ به خدا بشکند این دست
وقتی که فقط بی نمکش ؛ قسمت ما شد...
دیدگاه ها (۱)

سرسبز دل از شاخه بریدم ، تو چه کردی ؟افتادم و بر خاک رسیدم ،...

ارغوانشاخه‌ی هم‌خون جدامانده‌ی منآسمان تو چه رنگ‌ است امروز؟...

آن کلاغی که پریداز فراز سر ماو فرو رفت در اندیشه آشفته ابری ...

هیچ وقت آدم ها را با انتظار امتحان نکنیدچون انتظار آدم ها را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط