بخور نوش دم هرچی مستی خوره

بخور نوش دم هرچی مستی خوره
بزار یه قصه بگم واست مزه کنه
یه یارو بود می گفتن پهلوونه
هر روز می رفت تو یه قهوه خونه
دو تا بطری عرق و
دوتا استکان می خواست
می شست می خورد می رفت مست تا خونه
تا اون قهوه چی پرسید صبح تا می یای
تا اخر شبش که شل راه می یای
عرق یا ویسکی یا ودکا می خوای
چرا از هر کدومشون دوتا می خوای
گفت ما سه تا بودیم سه تا رفیق
قول دادیم هر جایی تنها بریم
جای هم بخوریم جای هم مست کنیم
جای خالی همدیگه بره پیک روی میز
گفت باشه ولی هرچی گشتم
گفتی سه تا اینا دوتاست و من تو شکم
یارو یه نگاه بهش کرد و بعد با لبخند
گفت این سهم اون دوتاست
من تو ترکم
دیدگاه ها (۱۱)

ماه من .. پارت : ۲

بچه‌هااااا بالاخره اون لیپ‌گلاس رویاهاتون پیدا شد! 😍✨ببینید ...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

پارت ۲۲صبح کدری بود. هوا هنوز بوی بارون‌شب رو می‌داد. رزا زو...

پارت ۳۱: فروپاشیِ کامل (تسلیم)اون‌جین داشت اون گوشه، با یه د...

part 44چه شرطی؟ " لارا پرسید.جونگ‌کوک خیلی بی‌خیال گفت: " من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط