بهنوش طباطبایی : ز دستم بر نمی‌خیزد کـه یک دم بی تـو بنشی

بهنوش طباطبایی : ز دستم بر نمی‌خیزد کـه یک دم بی تـو بنشینم… بجز رویت نمی خواهم کـه روی هیچکس بینم… مـن اول روز دانستم کـه با شیرین درافتادم… کـه چون فرهاد باید شست دست از جان شیرینم… تـو را مـن دوست می‌دارم خلاف هر کـه در عالم… اگر طعنه اسـت در عقلم اگر رخنه اسـت در دینم… /سعدی/
دیدگاه ها (۱)

گرت روزی به کام خویشتن بینم، چه خواهد شدوگر از گلشن وصلت گلی...

نمی دانستم چه کنم.بنشینم؟ گریه کنم؟ بخوابم؟ فراموش کنم؟یا دو...

پروانه جان

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش اول_پیش از آنی که بخواهی ا...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟟دوستت خواهم داشتدر سکوت، در کلام، در صلح، در جنگ‌.𓂃˖...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❹به مژگان سیه کردی؛هزاران رخنه در دینمبیا کز چشم...

خاطره ای زیبا از علامه حسن زاده آملیآخوندا ما رو ول نمی کنند...

🔴و اینـڪ غــــربال آخـــرالزمانی✍دنیا هم اینک بر اثر شدت بی ...

You stepped through my door Where the danger was born Your t...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط