...پِــسَـر روـےِ دیـوار اُتـاقـش

...پِــسَـر روـےِ دیـوار اُتـاقـش
نــوشـــتـہ بــود:

✘اِسـتِـعـمالِ دُخـانـیـات✘

✘اِلـــزامــیـــســـت✘

✧✧چون پَـنـجِـره‌ےِ اتـاقِـش
رو بـہ خـانہ اـے بـاز مــےشُـد کـہ ✧✧

"" عَـــــروسِ ""

آن خـانــِہ زَمـانــے
با گِـــریـِہ و الــتِــمـاس
بـہ پِــسَــر مـے گفت
عِــشـقَـم! تـو رو خـُـــدا
دیـگـِہ نَـکِـش
دیدگاه ها (۱)

P²سه دختر هنوز جلوی خانه‌ی چه‌یون ایستاده بودند.یورا با ترس ...

LESSON

#آیا_ارواح_میتوان_زنده_شدPT:3میا هنوز پشتش به راهرو بودجرئت ...

عاشقانه های شبنم

( last minute )

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_3 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄خودم...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۳جونگوک عکس را از سامان گرفت و ب...

رمان: فراموش‌شدهفصل ۱: نشانه‌ها در حنجرهآناری همیشه عاشق خوا...

خیره شده بود به تقویم دیواری اتاق، به همان خط‌خوانی‌های آبی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط