عاشقانه های شبنم

ای فلک خسته شدم، نقش مرا تار نکش
روی دیوار دلم یکسره خودکار نکش
حیف این چشم قشنگی که خدا داده به ما
خواهشا پلک مرا ول کن و نم دار نکش
کمرم خم شده در اوج جوانی بخدا
از منِ شاعر نازک شده هی کار نکش
سایه بان دو سه تا سار و کبوتر شده ام
ناامیدم نکن و ارّه ی نجار نکش
با توام ای قفسِ نحسِ سراسر فلزی 
دور آزادی ما نرده و دیوار نکش
هی شکستی دل هر آینه را با دل سنگ
روی شفافیت آینه زنگار نکش
دلت آمد که به آهو بزنی تیر خدنگ؟
لااقل دور و بَرش کرکس و کفتار نکش
مثل هندم که به تاریخ خودم میبالم
قصه را سمت فقط نادر افشار نکش
سرفه کردم وسط شعر و پدر داد کشید
“نفست باز گرفت اینهمه سیگار نکش”!
دیدگاه ها (۰)

زندگی یک چمدان است که می آوریشبار و بندیل سبک می کنی و می بر...

حضرت زهرا(س)-شهادت(از زبان درب خانه)سال ها پیش در این شهر در...

شعری بسیار زیبا طولانی هستش اما ارزش خوندن داره حتما تا آخر ...

دوش دیدم که مرا گریه کنان می بردندفارغ از خویش به آنسوی زمان...

زندگی یک چمدان است که می آوریش بار و بندیل سبک می کنی و می ب...

زندگی یک چمدان است که می آوری اش بار و بندیل سبک می کنی و می...

زندگی یک چمدان است که می آوریشبار و بندیل سبک می کنی و می بر...

زندگی یک چمدان است که می آوریشبار و بندیل سبک می کنی و می بر...

زندگی یک چمدان است که می‌آوریشبار و بندیل سبک می‌کنی و می‌بر...

زندگی یک چمدان است که می آوریشبار و بندیل سبک می کنی و می بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط