اَگِـہ پُرسید اَزَت ” هَنوز تو فِڪرَمی ,, بِخَندُ بِهِش ب

اَگِـہ پُرسید اَزَت ” هَنوز تو فِڪرَمی ,, بِخَندُ بِهِش بِگو ” یِـہ تَجرُبِـہ بودَم هَمیـטּ

اَگِـہ پُرسید تآ حآلآ وآ۳ مَـטּ گِریِـہ ڪَردی ,, بِگو نَـہ , وَلی بِگو ,, گِریِـہ ڪَردَم ڪِـہ بَرگَردی ,, [!] ×
دیدگاه ها (۱۳)

چه دلبرانه به من خندیدیو منچه غریبانه رفتنت را بغض ڪردمپشت س...

حق ترین چیزی که همه مون تا الان یه بار یا چند بار تجربه کردی...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p53صبح روز بعد...نینا از اتاق بیرون اومد....

دلم میخواست بهش بگم هنوزم دوسش دارم...که هنوزم براش میمیرم.....

🖤🥀 مَـن هَـمیشـه پـایِـت بـودَم...بـالـا سَـرِت مِـثـل سـایـ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁶رینا: مال خودم.جونکوک:...

صدای همهمه همجا رو پر کرده بود از سر صدا سرش به درد اومده بو...

dark life = 33

سناریو(درخواستی):وقتی باهاشون قهری و یه مهمونی دعوت شدید و ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط