آمدی روی زمین تا که فقط ناز کنی

آمدی روی زمین تا که فقط ناز کنی
بهتر آن است که با چشم خود آغاز کنی

تار موهای تو کوک است فقط می خواهی
ناز انگشت مرا پنجه ی "شهناز" کنی

دل عاشق شده ی تازه مسلمان ببری
تا ابد در حرمت خادم و سرباز کنی

سایه ای روی سر مرغ سعادت شده ای
کی شود دور سرم صحنه ی پرواز کنی؟

قافیه پشت هم و شعر خودش می آید
تا نگاهی به همین مرد غزلباز کنی

تو همان میوه ی ممنوعه ی باغم هستی
آمدی روی زمین تا که فقط ناز کنی
دیدگاه ها (۰)

از همان روزی که کردی رخنه در جان و تنمدل به تو بستم شدی لیلی...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۸✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

دید پنهان انفجار اشکار

پارت ۸

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هفتم: شلیک---چاقو پرواز کرد.به سمتِ ه...

پارت: 17 (بخش2) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر. سالنِ بایگا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش اول_ناز کُنی، نَظر کُنی، ...

پارت: 13 (بخش3) **زاویه دید: زین**فردا صبح، هوای پاییز ابری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط