از همان روزی که کردی رخنه در جان و تنم

از همان روزی که کردی رخنه در جان و تنم
دل به تو بستم شدی لیلیّ و  مجنونت  منم

بوی نیلوفر گرفتم تا بغل کردم تورا
می دهد عطر تو را حتی نخِ پیراهنم

می شود از رویِ صیدِ مهر در بندم کنی!؟
حلقه باشد دست های تو به دور گردنم

ای که چون باران حضورت مایه ی آبادی است
بی  تو  مانندِ  کویر  و  با تو مثلِ گلشنم

خوشه ی انگور لب های تو مستم می کند
می‌چلانی بر لبِ من لحظه ی بوسیدنم

دشتِ گیسوی بلند ات مثلِ گندمزارهاست
خیره در زیباییِ موهای مثلِ خرمنم

گرچه می سوزم همیشه گردِ شمعِ روی تو
مثلِ پروانه به شوقِ دیدنت پر میزنم......🦋🦋

شبت بخیرودرپناه آرامش محبوبم💐🫂🧿

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

شب چه زیبا میشود وقتی که مهتابش توییسرمه کوب ِ نسـخه ی ِ خطی...

._‏تمامی ندارد به تو دلتنگی ام!از نگاهت بپرس چه کرده با من؟ی...

پای بر چشمم گذار، ای بهترین مهمان عشق!!!تا به یٌمن مقدمت، بر...

تقدیم به محضرِ باسعادتِ خانوم دکتر جونم:❤🌹آمدم در عمق چشمانت...

آمدی... پنجره‌ای رو به جهانم دادیماه را در شبِ این خانه نشان...

شبی در موج زلفانت مرا هم رنگ دریا کنگل پژمرده ی دل را به لبخ...

قصه ی عشق چه زیباست، بیا شاد شویمچشمِ تو ساحل و دریاست بیا ش...

می نوازم با دلم سنتور . باور میکنی ؟دستگاه دلکش ماهور . باور...

دوری اما نزدِ من،  تکواژه ی نابی هنوزمثل یک بیت الغزل،مضمونِ...

بازی زلف تو امشب به سر شانه ز چیست؟خانه بر هم زدن این دل دیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط