هنگام که گریه می دهد ساز /این دود سرشت ابر بر پشت۰۰۰هنگا

هنگام که گریه می دهد ساز /این دود سرشت ابر بر پشت۰۰۰هنگام که نیل چشم دریا /از خشم به روی میزند مشت۰۰۰زان دیر سفر که رفت ازمن /غمزه زن و عشوه ساز داده/دارم به بهانه های مٱنوس/تصوری از او به بر گشاده/لیکن چه گریستن؛چه طوفان؟/خاموش شبی است هرچه تنهاست/مردی در راه میزند/آواش فسرده بر می آید/تنهای دگر منم که چشمم /طوفان سرشک می گشاید/هنگام که گریه می دهد ساز /این دود سرشت ابر بر پشت/هنگام که نیل چشم دریا/از خشم به روی میزند مشت/
دیدگاه ها (۱۰)

ﺍﮔﻪ ﻣــــــﺮﺩﯼ ... ؟ !! ﻣــــــﺮﺩ ﺑﻤـ...

ما آخرین نسل بازی های کوچه ایم!نخستین نسلی که موسیقی را از ر...

[ ســــــــــــــــلام ]همه به شما میگویند :روز خوبی داشته ب...

ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺑﺮﻑ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺒﺎﺱ ﻧﻮ ﺧﺮﯾﺪﻥ، ﺑﺎ ﺩﻭﺳ...

قسمت دوم: شبِ سرنوشت‌سازمکان: حاشیه استخرِ لوکسِ پشت‌بام هتل...

معامله p22مأمور با عصبانیت به در خیره شد.«این در ضدگلوله‌ست....

سایه‌های کلاغپارت سی‌ونهم | میان مرگ و زندگی«کاوهههههه...!»ج...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت نوزدهم: طوفانِ خشم و سکوتِ مرگبار ⛓️...

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

پارت ۶۲

چند پارتی جونگ کوک

𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part² "توصیف در یک جمله:حقیقت و طوفانِ محبت"تهیون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط