dark love

پارت 9

فردا
ویو ات
از خواب بلند شدم نبود جونگکوک رو حس کردم نشستم چشمام رو مالیدم رفتم wc کارامو کردم رفتم پایین دیدم کوک نشسته تو گوشیشه که یک دفعه یه داد بلند کشید

کوک: واااااااااای

ات: چیشدهه

با صدای جونگکوک تهیونگ و جیمین هم بیدار شدن اومدن بیرون از اتاقشون هردو گفتن: چیشده

کوک: وای ات بدبخت شدم یه ارمی وقتی منو تو با هم بیرون بودیم ازمون عکس گرفته همه جا پخش شده کمپانی خواسته مارو ببینه....
ات: مگه چیشده خب برو با کمپانی صحبت کن
کوک: گفته تو هم بیای

ات: چی م.. من چرا؟

کوک: نمیدونم بیاین صبحونه بخوریم بریم تهیونگ و جیمین هم بیان

تهیونگ: حله

جیمین: اوکی

صبحونه رو خوردن و رفتن

رسیدن.... که یهو..

اسلاید دوم ات عه
اسلاید سوم شلوارکی که ات دیشب پوشیده بود
دیدگاه ها (۸)

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

پسر بد (61)

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

#میکاپ_آرتیست_من

رمان

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

پارت ۳ساعت۹ صبح///////ویو الینا:از خواب بلند شدم و دیدم بین ...

مهمونی خطرناک پارت= 9جونگ کوک: حالا راحت ترم پرنسسم و تو امش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط