part2 وقتی عاشق پسر عموت شدی

part2 وقتی عاشق پسر عموت شدی
part 2
صبونمو خورم و رفتم تو اتاقم نشتم رو تخت رفتم تو گوشیم نیم ساعت داشتم با گوشیم ورمیرفتم که ساعت رو دیدم ساعت 12:15 بود سریع از جام بلند شدم رفتم سمت حموم یه دوشه 5 مینی گرفتم اومدم بیرون کمدمو باز کردم داشتم دنبال لباس می گشتم که چشم به یه لباس افتاد اونو برداشتم پوشیدم یکم آرایش کردم که یهو در با شتاب باز شد
=هی لونا لباس مشکی منو ندیدی
+نه آخه تو خیلی شلخته ای معلوم لباسات گم میشن
=گگگگگ
=خودت چی خودت شلتخه نیسی
+عه ببین من تازه آمده شدم خوشگل کردم وگرنه زندت نمی زاشتم
=بروبابا اصلا چرا اومدم از تو بپرسم عه من رفتم
+برو بر نگردی
=(پوکر)
جونگکوک از اتاق رفت بیرون من داشتم ادامه آریشم رو میکردم که صدای زنگ رو شنیدم گفتم حتما عمو اومد سریع رفتم پایین دیدم اومدن تو داشتن سلام عیلک میکردن که به من رسید
ب.ت: لونا چقدر بزرگ شدی خیلی خوشگل شدی
+مرسی عمو خیلی دلم واستون نتگ شده بود
ب.ت: ماهم عزیزم
م.ت: لونا خیلی تغییر کردی
م.ل:حالا چرا وایسادین بیاین بشینید
عموم و زن عموم رفتن کنار بابام و مامانم نشستم که یهو پسر عموم دیدم عررررر چقدر تغییر کرده خیلی کراش شده(نکته: عموینا لونا 4 ساله آمریکا بودن)
دیدگاه ها (۱۳)

خودم درست کردم بنظرم خیلی قشنگ شدن💖💖نمیدونم چرا ولی یهو فاز ...

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

همسر غیره منتظره

the first lie

دختر تنها{3}

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

فیک تهیونگ مافیایی

forced by your side به اجبار کنار تو part:12+چشم اجومارفتم ا...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط