بنـــد دلـــم را

بنـــد دلـــم را



به بند کفـــش هایت گـــره زده بودم



که هر جـــا رفتـی



دلــم را با خود ببری

غــــافل از اینکه

تو پـــا برهنـــه می روی
و بی خبــــر...
دیدگاه ها (۱)

تو شبیه یک تکه سبزی در دل روزهای

درخششی برای قدم‌هایتمهره‌های ریز سرمه‌ای،مثل شب پرستاره،پشت ...

نه برای اینکه برگردی،نه برای اینکه بفهمی،فقط می‌خوام بگمکه ...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

خدایا…دوستت دارم، نه از روی عادت، نه از ترس، نه از نیاز.دوست...

خدایا…من دیگر از تو چیزی نمی‌خواهم،جز اینکه آن‌قدر دستم را ب...

من اگر پرنده بودم،فکر می‌کردم پروازچیزی شبیه نگاه کردن به تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط