کاش می شد غم دلها را نگاشت

کاش می شد غم دلها را نگاشت
کاش می شد ماه را صفحهً دل کرد وز خوبی و بدی در آن نگاشت
کاش می شد اشکها را بوسید و گل یاد و بوئید
کاش می شد به قناری فهماند
که زمستان زیباست
دیدگاه ها (۰)

آدم برفی فقط ۱ پا دارد…چشمانش از دکمه است اما میخندد…آدم برف...

دارد برف می آید در گوش دانه های برف نام تو را زمزمه خواهم کر...

گل یخ زمستان تو هستماسیر ناز چشمان تو هستممرا پرپر مکن ای جا...

زمستانسلامت را نمی خواهند پاسخ گفتسرها در گریبان استکسی سر ب...

خوب و بد هر چیزی بستگی به "حال دلت" دارد.پاییز و زمستان با ه...

دختری که ملکه ی جهنم شد

گاهی زندگی، آدم را آرام و بی‌صدا از کنارِ روزهایی عبور می‌ده...

«پیرمرد راست می‌گفت؛ زندگی انگار هیچ‌وقت قواره‌اش به تنِ ما ...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

داشت می‌رفت خم شد و #بوسید#طفل خود را که گرم #بازی بودو کلاه...

The Fairy's - Monster's wrong love

....پنج پارتی از جیمین....

White Lotus | Part 27دو هفته بعد...روز رفتن سوآ رسید.فرودگاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط