ز بس تنها نشستم

ز بس تنها نشستم
درا رو خود بستم
هم صحبت آینه
اونم زدن شکستن

آه ای خدا به داد ما نمیرسی
مردیم همه ز حسرت و ز بی کسی...

همه دلا پراز غم.
رو چشما اشک ماتم.
دیگه فریاد رسی نیست
به جز خدا کسی نیست..


به جز خدا کسی نیست..
دیدگاه ها (۱)

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 130・⁠]⁠ᕗلباس رو روی تخت گذاش...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و p25ویو هیونجین اه ات چرا ن...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 159♡⁠。⁠)⁩نفس پر...

پارت ۶۶معامله نهایی« احمقای کند ! اخرین تیکه اعتباری که پیش ...

عاشقانه های شبنم

رمان تهیونگ

اتاق ساکت سیصدو هفت

پارت هشتم فک کنم هنتای داره مشتی نخون دوست نداشتی الهه ✨ خود...

پارت ۱ صداهای بلندشون خونه رو فرا گرفته بود انگار متوجه نبو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط