فقر ، چیزی را " نداشتن " است ، ولی ، آن چیز پول نیست طلا

فقر ، چیزی را " نداشتن " است ، ولی ، آن چیز پول نیست طلا و غذا نیست فقر ، همان گرد و خاكی است كه بر كتابهای فروش نرفتهء یك كتابفروشی می نشیند فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ كه روزنامه های برگشتی را خرد میكند فقر ، كتیبهء سه هزار ساله ای است كه روی آن یادگاری نوشته اند فقر ، پوست موزی است كه از پنجره یك اتومبیل به خیابان انداخته میشود فقر ، همه جا سر میكشد فقر ، شب را " بی غذا " سر كردن نیست فقر ، روز را " بی اندیشه" سر كردن است
دیدگاه ها (۶)

گفتم : دوستت دارم ، همه دنیا را گشتم مثل تو پیدا نکردم گفت: ...

این روزها برای دیدنت ناگزیرم چشم هایم را ببندم .

آیا میدانید  در قطب شمال گرگ هارا چطور شکار میکنند؟روی تیغه ...

تو رو خدا بچه های مردم هنرمندن . حالا من تو دانشگاه یکی دیگه...

مقدس‌مآب‌ها و التقاطیون؛ دو تیغه جنگ شناختی✍ سید علیرضا آل‌د...

پارت: 26 (بخش1) **زاویه دید: زین**صدای برخورد قاشق نقره با ک...

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

007-پنهان در مه - پارت ۶۸

🔻نسخه ۸۷ هزار تومانی را چه کسی پیچید؟!(۱)یک- چند ثانیه وقت ب...

فیک : بین راندها

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

با خارها راهش را میبندم: شباهت آریا سمج و بهائیت

میخواهم بگویم ...... فقر همه جا سر میکشد ....... فقر ، گرس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط