ویران کن و بگذار که ویرانه بماند

ویران کن و بگذار که ویرانه بماند

از قصه‌ی تو غصه‌ی جانانه بماند!

 از روی سرم رد شو و نگذار پس از تو

جز خاطره‌ی موی تو بر شانه بماند!

 از پشت همین پنجره‌ی بسته گذر کن

تا عطر قدم های تو در خانه بماند!

 حیرانی محض است نصیب همه مرغان

تا گوشه‌ی لب‌های تو این دانه بماند!

 آنسوی زمین خنده به لب‌های تو آمد

باعث شده این‌سو گل و گلخانه بماند

 با یاد تو عشق است که این شاعر مجنون

دیوانه‌ی دیوانه‌ی دیوانه بماند …
دیدگاه ها (۱)

#دوستان_ولنتاین_مبارک...😍 🙌 🌹 🌺

‌#‌دگر_مرا_به_نِدای_دلم_حواله_مَدہ_دلی_نَماندہ_برایَم_تو_آمد...

در حسرت آغوش ” تو ” هستم بغلم کناز عطر بر و روی ” تـو” مستم ...

نقش تو در خیال من هست و جدا نمیشوددل که اسیر شد دگر ساده رها...

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #غمگین ...

بزن، ای چرخ بی‌رحم، که می‌رقصم برای توکه در ویرانه‌ی جانم، ن...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط