بزن، ای چرخ بی‌رحم، که می‌رقصم برای تو

بزن، ای چرخ بی‌رحم، که می‌رقصم برای تو
که در ویرانه‌ی جانم، نمانده جز هوای تو

تو از من خنده‌ها دزدید و بر لب زهر بنشاندی
منم آن خسته‌دل، افتاده در قهر و جفای تو

جهان را واژگون کردی، ولی من باز ایستادم
که شاید مرهمی یابم به زیر رد پای تو

نه آرامم، نه رنجم کم، نه شب از من گریزان شد
شدم هم‌خون اندوه و شدم منوس وای تو

به هر سو می‌روم، آهم به دام خاطرت افتد
چو سایه مانده‌ام، سرگشته در هر ابتدای تو

دلم را برده‌ای یک‌سو، تنم را خسته‌ای از خویش
بماند بعد از این، تنها صدایم در صدای تو👌❤️🤞

#دلنوشته_ذهن_شب_بیدار
#شعرهای_دختر_ابان_ماهی🥰
#شعر_دلنوشته_عاشقانه_غمگین_شاد
#جنگیدن_با_تقدیر
#قهرمان_تنهایی_سخت_تر_از_قبل
#نازنین.بانو.دختر.بختیاری.ابان.ماهی😍💓

🅽🅰🆉🅰🅽🅸🅽🅱🅰🅽🅾🅾
دیدگاه ها (۰)

ی جمله واسه این کلیپ کامنت کن😪🤕🥀#دلنوشته_ذهن_شب_بیدار#شعرهای...

وطن، ای زخم پر شور مقدسمیان شعله‌ها، نامت پناه استاگرچه آسما...

#دلنوشته_کپی_ممنوع_گاهی آدم به جایی می‌رسد که دیگر نه می‌جنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط