‌

‌
میگفت: میترسم
میترسم این حرفایِ قشنگ
این همه حسِ قشنگ
که الان داریم تموم شه..
میترسم
'دوستت دارم ' گفتنات کم رنگ شن..
میترسم با این صدایِ خش دارت
دیگه روبروم نشينى برام شعر بخونی!
تامنم چشمام رو ببندم و دلم قنـ ـج بره برا صدات..
میترسم موهایِ پريشونمو وقت نکنی
دیگه شونه کنی..
دیگه موهامو بو نکنی مسـ ـت شی
و دیونه بازيات تموم شه..
آخه من عاشقِ دیونه بازياتم..
گفتم؛
منم میترسم..
میترسم چشماتو یکی دیگه ببینه..
دیدگاه ها (۰)

سایه ای که پدرم بود پارت ۳(من عادت ندارم معمولا ادبی بنویسم ...

میگفت: میترسم میترسم این حرفایِ قشنگ این همه حسِ قشنگ که الا...

#دلنوشتهبهش گفتم:میترسم میترسم‌ این‌ حرفایِ‌ قشنگ‌ این‌ همه‌...

i میگفت: میترسم میترسم این حرفایِ قشنگ این همه حسِ قشنگ که ا...

🗃 کپشن پست : کپشن رو بخونید؛میگفت: میترسم میترسم این حرفایِ ...

i میگفت: میترسم میترسم این حرفایِ قشنگ این همه حسِ قشنگ که ا...

🌱میگفت: میترسم میترسم این حرفایِ قشنگ این همه حسِ قشنگ که ال...

در میانِ مرد های جهانمردی را می شناسم که وقتی به اون‌ پناه ب...

میگفت: میترسم میترسم این حرفایِ قشنگ این همه حسِ قشنگ که الا...

[°می‌گفت : می‌ترسم!می‌ترسم این حرفایِ قشنگ این همه حسِ قشنگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط