گنجشک ها ...
امروز که فقط نه....
هر روز ....
جوری نام تو را ....
جیک جیک می دوزند ...
به چشم های نیمه باز شاخه های درختان،
انگار نه انگار که نیستی ...
آفتاب که خودش را ریز ریز می کند...
توی پنجره ها
جای هر دوتامان می خندم
جای هر دوتامان گریه می کنم
صبح ها ....
یادم نیست نیستی ...

#معصومه_صابر
دیدگاه ها (۱)

دارم دلکی به تیغ هجران خسته از یار جدا و با غمش پیوسته ...

⚜ ما بر درِ عشق حلقه کوبانتو قفل زده، کلید برده...#مولانا

هـــوای کـوی تو از سر نمی‌رود آریغریب را دل سرگشته با وطن با...

خب از اونجایی که شرایط رسید بریم برای شروع رمان : {{   °   ☆...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟕𝟎صبح، نور از پنجره افتاد روی ...

سناریو ساسونارو🩸 «ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک» ☀️فصل دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط