بستم بی خبر ما بار سفر با درد و حسرت...

بستم بی خبر ما بار سفر با درد و حسرت...
از شهر خودم راهی شدم و رفتم به غربت...
با صدای سجاد افشاریان #برادرجان #آراز #برادر_جان
دیدگاه ها (۱)

عاشق part¹ویوات :  از خواب بیدار شدم کوک نبود الان دیگه ظهر ...

(رز سرخ و سفید)

نام سناریو: از اجبار تا علاقه پارت: هشتمن که کلا توی شوک بود...

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

عشق منP۵۱کوک:خودم مراقبشمجیمین:مطمعنیکوک:جیمین خوشم نمیاد یه...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۱(موقعیت:خوابگاه UA) (زمان: ۴:۳۹)**م...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار توpart:10ویو جینا با ...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:⑤نزدیکایِ غروب بود که با لباسِ نظامیش اومد خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط