دلتنگیهایم روزیره بغل زدم

دلتنگیهایم روزیره بغل زدم
نشسته ام برای روزه مبادا
سهم من ازتوهمین دلتنگی هاست
که بی دعوت می آیندو خیال رفتن ندارد.
دیدگاه ها (۳)

نشسته‌ام در #انتهایِ زندگی... نه از رفتن می‌ترسم، نه از آمدن...

#حرف ✍️دلمونوشتم پاییز که می‌شود، دلم انگار با برگ‌ها می‌ریز...

آدم‌ها فکر می‌کنند رفتن، نقطه‌ی پایانِ یک رابطه است؛ اما حقی...

گاهی بزرگ‌ترین دلتنگی، نداشتنِ کسی نیست...داشتنِ کسی‌ست که ف...

دلبستگی قصه دردناک آدمی ستتنها آدم است که می تواند حتیبه حضو...

.یاد نبودنت که می افتم دلم گریه می خواهد گریه ای از ته دل تا...

موسیقی

دزیره،شاید اگر آن روزها می‌دانستم بعضی آدم‌ها فقط یک‌بار از ...

دوستت دارم...مثل عطرِ باران که آرام‌آرامدر کوچه‌های خیسِ دلت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط