#حرف ✍️دلمونوشتم پاییز که می‌شود، دلم انگار با برگ‌ها می‌

#حرف ✍️دلمونوشتم پاییز که می‌شود، دلم انگار با برگ‌ها می‌ریزد…

اینجا کنارِ رودخانه، در سکوتی که فقط صدای آب و خش‌خشِ برگ‌هاست، نشسته‌ام و به چایی که در دستم سرد می‌شود خیره شده‌ام.منتظرم… نه برایِ آمدنِ کسی، بلکه برایِ کمی آرامش که خیلی وقت است میانِ هیاهویِ زندگی گم شده.

پاییز، فصلِ دلتنگی‌هایِ قدیمی است؛ فصلی برایِ اینکه بنشینی و ببینی چطور زمان، بی‌رحمانه اما زیبا، از کنارت می‌گذرد و تو فقط نظاره‌گری.🍂🍊🧡🍊🧡🍊🧡🍃
دیدگاه ها (۴)

🎨🍂منتظرم تا پاییز از راه برسد و برگ‌های بیشتری زمین را رنگ ک...

عاشقانه های شبنم

✦ اولین گناه ✦فصل پانزدهم: ردِ پایی که در تاریکی گم شدسیلی.د...

@AryanGuysاین قدر در بغل سرد هوا ناز نکنپیش پاییز دگر سفره د...

این قدر در بغل سرد هوا ناز نکنپیش پاییز دگر سفره دل باز نکنت...

رقص پرده های پنجره اتاق در هر نوازش بادعطر نم باریدن باران ع...

این قدر در بغل سرد هوا ناز نکنپیش پاییز دگر سفره دل باز نکنت...

این قدر در بغل سرد هوا ناز نکنپیش پاییز دگر سفره دل باز نکنت...

این قدر در بغل سرد هوا ناز نکنپیش پاییز دگر سفره دل باز نکنت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط