🧡🍂

🧡🍂



#كليد را...
در #جمجمه‌ام بچرخان وُ داخل شو...
به آغوشِ اعصابم بيا...
در #تاريكىِ سرم بنشين...
اتاق را بگرد!
و هرچه را ...
كه سال هاست #پنهان كرده ‌ام، ...
از #دهانم بيرون بريز...✍️📷






#آرامکده


نگاشــــــته شده در:


💌👒 ⌈ #مستاجرِخدا⌋
دیدگاه ها (۰)

𓆩 پــارت دهــم 𓆪 🖤🥀ساعت چهار صبح بود.عمارت قدیمی در میان مه ...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

شب تولدم فصل 3پارت11جونگ کوک: با بچه که طرف نیستی با مافیا ط...

LESSON

part : 13. هیچ ترسی درونشون دیده نمیشد و انگار روزی هزار بار...

سوگند خون و برف -—“Oath of Blood and SnowPART:2ـــــــــــــ...

فاصله یک لبخند تا جنون

«برادر ناتنیه من»ــــــــ🌟ـــــــــــ🌟ــــــــپارتـ¹ویو ا/ت:...

The White Midnight** — نیمه‌شبِ سپیدPart:3کوک:خببب اه ا.ت:خی...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁴﴿ویو ات﴾تمام شب، حرف‌های سرایدار و رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط