پارتفصل

پارت2فصل2

کوک: خودت خوب میدونیا
ا.ت:ای بابا کوکی
کوک: تو فقط کوکی صدام کن من عشق میکنم
ا.ت: خواستم بگم خوابم میاد
کوک:نه
رفتیم تو اتاق
یونی: مامانی بابایی
کوک: چیشده
یونی: خواب بد دیدم
کوک: کی خوابیدی که خوابم دیدی
یونی: میشه امشب پیشتون بخوابم
ا.ت: بیا دخترم
کوک: نه
یونی: چرا
کوک: ما کار داریم فردا شب بیا
یونی: چه کاری
کوک: به خودمون ربط داره
یونی: یعنی من امشب پیشتون نخوابم
ا.ت: بابایی داره شوخی میکنه بیا
یونی اومد وسطمون بغلمون کرد بعد بوسمون کرد خیلی دوستون دارم
کوک: خیلی حیف شد
ا.ت: بخواب دیگه
کوک: فردا شب چی
ا.ت: باشه تو فقط بخواب
کوک: گفتی باشه ها
ا.ت.....
کوک: تو مامان و دختر چه زود خوابتون میبره

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۰)

پارت3فصل2صبحا.ت: یونی مامان بیدار شویونی: چیها.ت:بلند شو یون...

پارت4فصل2مادر سوجین: پسرم بسهسوجین: مامان یه لحظه وایساا.ت: ...

پارت1فصل2پنج سال بعدیونی: مامان قشنگما.ت: جانمیونی: برام قصه...

پارت 43(پارت اخر) دو سال بعد یونی: مامان مامانا.ت: جانمیونی:...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

چند پارتی جنگکوک(پارت سوم)حمایت بشه زحمت کشیدم🫠کوک بغلت کرد...

Love in the dark①⑧چانهی: جانما/ت: الو داداش چانهی: جان چیشده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط