Love in the dark

Love in the dark①⑧

چانهی: جانم
ا/ت: الو داداش
چانهی: جان چیشده عزیزم
ا/ت: داداش
چانهی: چرا ترسیدی بگو..
ا/ت: شوهرم سرما خورده چیکار کنم؟ خیلی تب داره
چانهی: قربونت برم نترس آروم باش قرص (....) بهش بده
ا/ت: صبر کن نگاه کنم اها آره دیدم سفیده؟
چانهی: آره
ا/ت: خب دیگه چیکار کنم؟
چانهی: باید صورت و بدنش رو تمیز کنی با آب
ا/ت: باشه آره تو فیلم ها دیدم
چانهی: آره عزیزم برو
ا/ت: خب داداش ممنون من برم
چانهی: برو عزیزم خداحافظ
ا/ت: خدافظ
گوشیم رو گذاشتم و رفتم یه ظرف پر از آب برداشتم و و قرصش و لیوان آب آوردم رفتم بالا
کوک: چیکار میکنی؟
ا/ت: بیا این قرص رو بخور
کوک: نمیخوام
ا/ت: به من که اعتماد داری؟
کوک:اهمم
ا/ت: بخور
قرص رو خورد
کوک: چیکار میخوای کنی
ا/ت: باید تمیزت کنم این باعث میشه تبت بیاد پایین
کوک: لازم نکرده برو بخواب فردا مصاحبه داری
ا/ت: نه نمیتونم بخوابم چیزی نگو
دکمه های لباسش رو باز کردم
کوک: چیکار میکنی؟
ا/ت: چی شده؟
کوک: چرا داری لباسم رو درمیاری؟
ا/ت: خب فکر کن من دکترم باید با آب تمیز بشی
لباسش رو کامل از بدنش جدا کردم و بدنش رو خیس میکردم
ا/ت: چه حسی داری؟ خوبی؟
کوک: سرم درد میکنه
ا/ت: الان تمام میشه
کوک: باشه
ا/ت: تمام شد
کوک: باید بدون لباس بخوابم؟
ا/ت: نه بگو برات لباس بیارم
کوک: کمدم رو باز کن کشو اولی بیار
ا/ت: باشه این سفیده خوبه
کوک: نه لباس خوابم رو بیار
ا/ت: این؟
کوک: آره
ا/ت: باشه بیا
کوک: ممنون
ا/ت: کمکت کنم؟
کوک: نه میتونم
ا/ت: بیا این رو میذارم رو پیشونیت سرد بمونه تب نکنی
کوک: ممنون حالا برو بخواب منم میخوابم تو که خوشحال بودی گفتی فردا مصاحبه داری
ا/ت: سلامتی تو مهم تره برات یه رمان کوتاه میخونم خوابت ببره وقتی خوابیدی میرم
کوک: باشه
یه رمان از اتاقم آوردم و شروع کردم به خواندش و دستش هم گرفته بودم که دیدم خوابید منم چون نگرانش بودم نتونستم تنهاش بذارم دستش رو محکم گرفته بودم و کنارش نشستم تا صبح

کوک
صبح (ساعت ۹)
با آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم من چرا دیر بیدار شدم
صدای پایی شنیدم
ا/ت: بیدار شدی؟ خوبی؟ بهتری؟
کوک: آره چرا بیدارم نکردی؟
ا/ت: نمیخواستم بیدار بشی گفتم شاید حالت خوب نباشه من دیشب تا صبح کنار بودم بیدار نشدی به خدمتکار ها هم گفتم امروز نیان تنها باشیم بهتره و اینکه من صبح دوباره صورتت رو تمیز کردم با آب
کوک: ممنون


#فیک
#سناریو
#جونگکوک
#کوک
#عشق_در_تاریکی
دیدگاه ها (۲۵)

Love in the dark①⑦بدون چتر رفتم بیرون ا/ت: گونگ گیگونگ گی: ب...

Love in the dark①⑥*سه ماه بعد*ا/تخونه چانگمی بودم چانگمی: ای...

Part 20 کوک ویودرو باز کردم که ا،ت و دیدم بی جون رو زمین افت...

P²زمان همه چیز را تغییر می‌دهد داخل خونه(اتاق کوک)ویو ا/توقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط