من، بر می خیزم !

من، بر می خیزم !
چراغی در دست؛
چراغی در دلم،
زنگار روحم را صیقل می زنم
آیینه‌ای برابر آینه ات می گذارم
تا با تو ابدیتی بسازم..!
دیدگاه ها (۷)

تنهاهنگامی که خاطره ات را می بوسمدرمی یابم دیری است که مرده ...

دیر زمانی در او نگریستمچندانکه، چون نظری از وی باز گرفتمدر پ...

خدایا…دوستت دارم، نه از روی عادت، نه از ترس، نه از نیاز.دوست...

چه کسی می‌داند که چقدر کوشیدم تا در هیاهوی این ویرانه‌ها، پن...

طبیعت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط