همه خفتند و
همه خفتند و
منِ دلشده راخواب نبرد
خوابِ من
زهرِ فراقِ تو بنوشیدُ و بمُرد
چه شود
گر ز ملاقات دوایی سازی
خستهای را
که دل و دیده
به دست تو سپرد...
منِ دلشده راخواب نبرد
خوابِ من
زهرِ فراقِ تو بنوشیدُ و بمُرد
چه شود
گر ز ملاقات دوایی سازی
خستهای را
که دل و دیده
به دست تو سپرد...
- ۱.۰k
- ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط