آنان چفيه داشتند

آنان چفيه داشتند
من چادر دارم...
آنان چفيه مي بستند تا بسيجي وار بجنگند
من چادر مي پوشم تا زهرايي زندگي کنم...
آنان سرخي خونشان را به سياهي چادرم امانت دادند
من چادر سياهم را محکم مي پوشم تا امانتدار خوبي براي آنان باشم...
دیدگاه ها (۱۲)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷④ريشه تمام اندوه‌ها؛ توقع داشتن ...

خنده ی ممنوعه.

Custom bride part : 6

part : 49chapter : 2روی صندلی نشستم+ هی کورال^^ عه چند بار ب...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁸⁹سه‌جین : آخ جون منو بکش ... آقا...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 14جونگکوک سرش رو کنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط