سینه ام یک دفتر تا خورده است

سینه ام یک دفتر تا خورده است

واژه هایش خیس سرد و مرده است

من نمی گویم ولی انصاف نیست

دوریت… گویی دلم را برده است
دیدگاه ها (۵)

بسم الله الرحمن الرحیم ذهن معناتراش :معنا تراشیدن، کار ذهن ا...

موسیقی

تو نمی‌خواهی عزیزت بشوم، زور که نیستیا نگاهم بکنی، چشم تو مج...

من حرف می زنم و دلم شعر می شود در واژه های م...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

این چشم غره‌های پدر از چیست؟ ... مادر من اشتباه نکردم کهتا چ...

شهید ابوالفضل بهاروندمحل شهادت :----------بسم رب الشهدا و ال...

حسین پناهی؛ شاعری که واژه‌ها را زندگی می‌کرد، نه فقط می‌نوشت...

‌ ‌ ‌🖤🥀🖤🥀🖤🥀🖤🥀 کربلا…🥀💔اینجا دل را جا می‌گذاری و با چشمانی خی...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟒 | چیزی بیشتر از دوستیزمستان سئول از راه رسید.برف آرام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط