من حرف می زنم و دلم شعر می شود

من حرف می زنم و دلم شعر می شود

در واژه های من هیجان لالی است

طاعون گرفته ایم و کسی حس نمی کند

تا آنکه زنده بودنمان احتمالی است

آلوده است کوچه، خیابان به زندگی

چیزی که هست و نیست حالی به حالی است

بر من چه سخت می گذرد این غروب ها
جای برادران غیورم چه خالی است.

#شهدا
#ایران
دیدگاه ها (۰)

ای شهیــــــــــــد" ای آنکه بر کرانــه ازلی و ابــدی وجود ب...

با خنده ای که عکس تو در بر گرفته استدیوار خانه چهره ی دیگر گ...

شهدا خون خدا هستند#شهدا #شهدا اینک که شهر شعله ور بی خیالی ا...

شهید محسن جلالی محل شهادت : عین خوشاینک که شهر شعله ور بی خی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط