‌ ‌ ‌🖤🥀🖤🥀🖤🥀🖤🥀

‌ ‌ ‌🖤🥀🖤🥀🖤🥀🖤🥀

کربلا…🥀💔
اینجا دل را جا می‌گذاری و با چشمانی خیس برمی‌گردی…
😭🖤🍀
نمی‌دانم زائر بودم یا پناهنده؛
فقط می‌دانم هر بار نگاهم به گنبدت افتاد،
تمام زخم‌های دلم آرام گرفت.

یا حسین (ع)…
اگر روزی اشک‌هایم ارزش پیدا کرد،
دوباره مرا به حریم امن خودت دعوت کن.
دلتنگیِ کربلا، داغی‌ست که هیچ‌وقت سرد نمی‌شود… 🖤

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (ع)

🥀🖤🥀🖤🥀🖤🥀🖤🥀🖤
دیدگاه ها (۲)

این روزها حال‌وهوای حرم امام رضا (ع)، بوی کربلا می‌دهد... 🖤💚...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

# پارت سیزدهم: پیمانِ زیرِ بارانمرد که تمامِ قدرت خود را در ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش اول_ساده‌لوح یا خوش‌باور نیستیم؛ آسمان چنا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷④ريشه تمام اندوه‌ها؛ توقع داشتن ...

جمـــع آوری پارچه های عـــزا و سیاه از حـــرم مطهـــر سیدالش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط