Forest Vampire

Forest Vampire
Part 30





( ا/ت پشت جونگ کوک ایستاد)
ته یان. شماها قرار میزارین؟ چطور به دوستت نگفتی؟
جونگ کوک. دلیلی نمیبینم هر کاری کردم گزارشش و به تو بدم
ته یان. باشه باشه بگذریم..... اممم چه خانم زیبایی معرفی نمیکنی؟
جونگ کوک. نه
ته یان. اهومم........ اسم تون چیه؟ ( رو به ا/ت
ا/ت. ( هیچ چیزی نگفت
ته یان. پرسیدم اسمتون چیه؟
جونگ کوک. اگه میخاست جواب بده همون اول میگفت
ته یان. میدونم ولی خیلی دلم میخاد اسمشو بدوم من تقریبا هم رو اینجا میشناسم اما تا حالا این دختر رو اینجا ندیدم برای همین میخام بدونم کیه
جونگ کوک. دختر عمه امه
ته یان. هان؟ دختر عمه ات؟ مگه تو دختر عمه ام داشتی؟
جونگ کوک. اره دارشتم چیه آمار این یکیو نداشتی؟
ته یان. اما فقط یه عمه داشتی که چند سال پیش فوت کرد پس........ اهاا تو باید همون دختر گمشده بانو جانگ باشیی همونی که از اینجا فرار کرد...... ولی........؟......چیشد که برگشتی؟..
جونگ کوک. من پیداش کردم
ته یان. وووو این همه مدت میدونستی کجاس و به عمه جانگ نگفتی؟
جونگ کوک. نه نمیدونستم تازه الان پیداش کردم
ته یان. اهومم ( میمونش یهو شروع به سر صدا کردن کرد و از روی شونه ته یان پرید پایین و رفت سمت ا/ت و پاشو گاز گرفت و با مشت میزدش
ا/ت اییییییییی ( پاشو تکون میداد که میمون به ون طرف بره و ولش کنه اما ون مثل کنه چسبیده بود بهش
جونگ کوک. هعیییی گمشوو اون طرف ( بلند و میمون رو به زور کشید کنار
ته یان. هعییی این چه کاریه میدونس این خانم کیه؟
( از پای ا/ت خون میومد)
جونگ کوک. ا/ت خوبی؟
ا/ت. نه خیلی میسوزه ( گریه
ته یان. هعیی خوبی؟ ببخشید نمیدونم جدیدا چش شده معمولا وقتی ادم میلینه اینطوری میشه اما الان اینحا همه خون آشامیم و ادمی هم نیست
ا/ت. ( درحالی که اشک تو چشماش بود به ته یان نگاه کرد
جونگ کوک. وقتی برگشت و به میمون نگاه کرد چشماش به طور وحشتناکی قرمز و ترسناک شده بود
جونگ کوک. سریع گور این میمون و گم کن تا تیکه تیکه اش نکردمم ( لحن ترسناک و کاملا جدی
ته یان. خیل خوب باشه اروم باش ( میمونش رد که بی قراری میکرد رو به زور گرفت و برد میمون همچنان سر صدا میکرد و دست و پا میزد و به ا/ت اشاره میکرد
ته یان. هعیی اروممم..... حداقل اسمشو فهمیدم............ ا/ت...! ( جمله اخر رو اروم گفت و بعد به اتاقش رفت
جونگ کوک. ( ا/ت رو براید استایل بغلش کرد و به اتاقش برد و گذاشتش رو مبل و ا/ت به خاطر سوزش زیاد ساق پاش اروم گریه میکرد
جونگ کوک. هعیی گریه نکن الان برات مرحم میارم صبر کن الان میامم تا وقتی میام بزار اینو به پات ببندم ( یه پارچه به ساق پای ا/ت بست و رفت تا برای زخمش مرحم بیاره.........






ادامه دارد........
دیدگاه ها (۴)

Forest VampirePart 31چند مین بعد( ادمین. جونگ کوک با یه ظرف ...

مافیا قدرتمند من فصل دوم پارت 29لیسان. اما......... اما... ت...

مافیا قدرتمند من فصل دوم پارت 28ا/ت. ( همین که در رو باز کرد...

مافیای قدرتمند من فصل دوم پات27( ادمین. چند لحظه پیش همه چیز...

پارت ۶🖤❤️خوناشام خشن من❤️🖤 ا/ت: اصلاً ریدم دهنت جونگ کوکاجون...

"سرنوشت "فصل دومp,49...جونگ کوک مثل کسی که بعد از چند سال به...

"سرنوشت "فصل ۲p,25...ا/ت : هوم .....نینی ساکت شد ...اروم بغل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط