عشق مدرسه ای

عشق مدرسه ای
پارت۶

برای هم کادوهای قشنگ می‌خرن و آرزو میکنن که از امروز به بعد هم مثل روز های قبل باهم خوب باشن و هم رو دوست داشته باشن.

از زبان لیا

امروز روزه سفیده من برای کوک کلوچه و شیر موز درست کردم و ی ساعت خریدم میدونستم که اون عاشق ساعته .

بهش پیام دادم که بیاد توی حیاط مدرسه همون جایی که پر از گلای صورتیه و قشنگه.

دوست دارم بدونم از کادوم خوشش میاد یا نه.

از زبان کوک

من از اون موقعی که امدم این مدرسه بخاطر تهیونگ بود چون اون مثل برادرمه .
اون گفته بود ی دختر چاقی اینجاست که ایرانی کره ایه و باید یجوری مخشو بزنم .
دختر مهربونیه ولی چاقه . ای خدا امروز ینی قراره جوری بخره توی برجکش که دیگه یاد عاشق شدن نیوفته.

کوک:هعی پسرا، امروز قراره برم حیاط مدرسه شمام بیاین حال میده یکم اذیتش کنیم.(خنده)
تهیونگ:یااااااا کوکی از اولشم برنامه زدن تو برجک اون بود.(خنده)
کوک:خیلی دوس دارم قیافش رو موقعی ببینم که داره بخاطر اینکه سرکارش گذاشتیم ببینم.

نانا(دوس دختر جیهوپ):حتما میشینه گریه میکنه.(خنده)

پرش زمانی موقع که رفتن حیاط مدرسه

از زبان لیلیث

لیا آمده و بود خوشحال از اینکه



بلایک فرزندم🗿
دیدگاه ها (۸)

شب تولدم فصل 3پارت 7ویو سر میز&،~،#: #: هی تو مشکلت با ات ...

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت ششم | «پسری که هیچ‌کس بهش نزدیک نمی...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟖 بعد از چند دقیقه‌ پریدم توی حیاط، از جا ...

پارت هفت

رمان: #رقص_در_میان_اتش پارت سوم: ورودِ نقاب‌دار و نگاه‌های خ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.8ا.ت:درسته کوک:......

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۸۳ | صبح بعد از او...

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: ۳(وی...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 18زمانی که تمام وجود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط