وقت هایی هست که حتی
وقت هایی هست که حتی
خودت هم نمیدانی برای چه؟
اما دلت گرفته است...
شاید انتظارت از زندگی
آن چیزهایی بوده که
هیچ وقت هم نبوده است...
به فکر می روی توی خلوتت
نکند سرآمده طاقتت؟
نه...اما...خودت بگو...
که این غم های بی دلیل
این ناگهان های دیر به دیر
دقیقا از کی شروع شده بود؟
اصلا چرا سراغت آمده بود؟؟
درست از همان وقتی که
سرت خیلی شلوغ شده بود...
غم از همین شلوغی ها بود
شلوغی های بی فایده...
که حتی برای یک لحظه
حتی لحظه های کوتاهی
نتوانستی هیچ کس را
دوستش داشته باشی و گاهی
بشنوی یک نفر عاشق توست..
واقعا تو هم عاشقش باشی...
بیخیال...
خلاصه میکنم با آه...
شاید دلیل این غم ها...
همین است که هیچکس را...
مثل اویی که دیگر نیست
نمیشود عاشقش باشی...
نمیدانستی از اول این راه
باید به فکر آخرش باشی...
عشق اول عشق آخر شد
برای همین عشق تلخ بود که
شلوغی هم غصه آور شد...
نتیجه اش هم وقت هایی است که...
خودت هم ندانی برای چه...
اما دلت ...
خیلی گرفته است...
خودت هم نمیدانی برای چه؟
اما دلت گرفته است...
شاید انتظارت از زندگی
آن چیزهایی بوده که
هیچ وقت هم نبوده است...
به فکر می روی توی خلوتت
نکند سرآمده طاقتت؟
نه...اما...خودت بگو...
که این غم های بی دلیل
این ناگهان های دیر به دیر
دقیقا از کی شروع شده بود؟
اصلا چرا سراغت آمده بود؟؟
درست از همان وقتی که
سرت خیلی شلوغ شده بود...
غم از همین شلوغی ها بود
شلوغی های بی فایده...
که حتی برای یک لحظه
حتی لحظه های کوتاهی
نتوانستی هیچ کس را
دوستش داشته باشی و گاهی
بشنوی یک نفر عاشق توست..
واقعا تو هم عاشقش باشی...
بیخیال...
خلاصه میکنم با آه...
شاید دلیل این غم ها...
همین است که هیچکس را...
مثل اویی که دیگر نیست
نمیشود عاشقش باشی...
نمیدانستی از اول این راه
باید به فکر آخرش باشی...
عشق اول عشق آخر شد
برای همین عشق تلخ بود که
شلوغی هم غصه آور شد...
نتیجه اش هم وقت هایی است که...
خودت هم ندانی برای چه...
اما دلت ...
خیلی گرفته است...
- ۱.۴k
- ۰۹ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط