تا مرثیه ای سرود خوشحالت کرد

تا مرثیه ای سرود خوشحالت کرد

آغوش بمن گشود خوشحالت کرد

دلخسته ی خویش بودم و حضرت مرگ

ناگاه مرا ربود خوشحالت کرد
دیدگاه ها (۱)

حس خوبیست اگرعشق تو ابراز شوددل تنگم چه کند؟با تو فقط باز شو...

تودرتعبیرخوابم ماه مڹ باشتو در قصر امیدم شاه مڹ باشمرا در ظل...

تو باران میشوی روزی ولی دیردل و جان میشوی روزی ولی دیر"پشیما...

شده آیا که غمی ریشه به جانت بزند؟؟عاشقش باشی او دم ز خیانت ب...

بر لبه‌ی صخر با تو به رقص برخاستمچونان پرنده‌ای که در بی‌پرو...

(نوشته ی خودم)برای آن‌که دوباره زاده شوی باید نخست از نامِ...

مگر می‌شود از آن یار دست کشید؟وقتی بوی عطرش، چون باد از اسکا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط