(نوشته ی خودم)

(نوشته ی خودم)


برای آن‌که دوباره زاده شوی
باید نخست
از نامِ خویش استعفا دهی.

باید بگذاری
آن تصویرِ آویخته بر دیوارِ سال‌ها
با تمامِ زخم‌ها و توجیه‌هایش
فرو بریزد
و صدای سقوطش را
بی‌آنکه بگریزی
بشنوی.

آغاز
از اصلاحِ ترک‌های دیوار نمی‌آید؛
آغاز
از فرو ریختنِ سقفی‌ست
که سال‌ها سایه‌اش
جای آسمان نشسته بود.

باید به صفر برگردی؛
به نقطه‌ای که نه خاطره‌ای
تو را تعریف کند
و نه زخمی
برای اثباتِ حضورت کافی باشد.

مرگِ نخست
مرگِ تن نیست،
مرگِ روایت است؛
مرگِ آن «من»ی که با درد خو گرفت
و ضعف را هویت کرد
و تاریکی را خانه.

بذر
پیش از سبز شدن
باید بپذیرد
که دیگر بذر نخواهد بود.
باید در سیاهیِ خاک
از شکلِ خویش بگذرد
تا ریشه‌ای شود
که هرگز شبیهِ گذشته‌اش نیست.

و انسان
وقتی به خویش می‌میرد
تازه امکان می‌یابد
به خویش متولد شود.

زیرا تولدِ دوم
از رحمِ امید نمی‌آید؛
از گورِ آگاهی برمی‌خیزد.

و آن‌که جرئتِ دفن کردنِ خویش را دارد،
تنها اوست
که شایسته‌ی طلوعی تازه است.
دیدگاه ها (۲)

فالو=فالو❤️🤝🏻#ایران#ویسگون#ویترین#غذا#انیمه#سیگما#sigma#soga...

فالو=فالو❤️🤝🏻#ایران#ویسگون#ویترین#غذا#انیمه#سیگما#sigma#soga...

The sound of bells part 2

پارت هفتم -رقابت-

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط