قرار بود بزرگ که بشوم...

قرار بود بزرگ که بشوم...
زخم زانوهایم خوب شود!
و مشق هایم تمام شوند!
دستم به آن انارهای بالای درخت برسد!
و کلی قرار دیگر.......
که بابت همه شان قول گرفته بودم!
آنقدر برای بزرگ شدن عجله کردم!!!
که دلخوشی هایم را......
همانجا جا گذاشتم!!!!
دیدگاه ها (۱)

‏نمیـــــدانم دنیا فرق ڪرده یا چشـــــمهاے مندنیایــــے ڪه ب...

نابینا به ماه گفت : دوستت دارم . ــ ماه گفت : چه طوری ؟ تو ک...

شـــخـــصـــیـــت مـــنـــو بـــا

@رفــــــــــت...! خجالت کشیدم بگویم من هنوز هم "دوستتــــــ...

🔻🔶: فکر کردمبرای آن که دلتنگی هایم به پایان برسدسفر کنمدر مس...

_____پارت⁷ نفرین کوچولو_____آن‌قدر در کوچه‌ها قدم زده بودم ک...

خون آشام من/پارت۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط