اگرچه بانقاب شرم میپوشی نگاهت را

اگرچه بانقاب شرم میپوشی نگاهت را


کجاپنهان توانی کرد چشمان سیاهت را
دیدگاه ها (۱۰)

خبری نیست ...خیاطی می کنمآسمان را به زمین می دوزمچشمهایم را ...

قرض الحسنــه قلب خــودم را بـــه تــو دادمافسوس که چشمان تو ...

من خوبم !روزها هم همه دارند عبور می کنند به آرامینه چراغ قرم...

از بس که تَرَک بر دلم انداخته چشمتلبخندِ من از طایفه ی بغضِ...

ناز کن شیرین غزل بس ناز دارد چشم توحس لذت آور شهناز دارد چشم...

دلباخته‌ی چشمان سیاهت؛ آن دو شبِ بی‌انتها که در عمقشان هزار...

ای ماه‌ترین دلخوشی روی زمینمبگذار که چشمان تو را سیر ببینمبگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط