ای ماهتریندلخوشی روی زمینم

ای ماه‌ترین دلخوشی روی زمینم
بگذار که چشمان تو را سیر ببینم

بگذار که بر روی لبت شعر بکارم
بگذار که در  سایه چشمت بنشینم

ییلاقے چشمان تو یاغی‌ترمان کرد
جیران من ای دلبر  قشلاق‌نشینم

از روز ازل بسته گیسوی تو بودم
تا بوده چنین بوده و تا هست چنینم

حاشا که ز چاک سر پیراهنت امشب
دزدانه دو تا میـوه ممنوعه بچینم

در شهر شدم شهره به لامذهبی و کفر
وقتی تو شدی مذهب و پیغمبر و دینم

از برکه شیراز به صحرای نگاهت
من آمده‌ام چشم تو را سیر ببینم
♔꯭⃮⃝❤️ ᭄
#عاشقانه_ها
دیدگاه ها (۶)

رفت و بعد از رفتنش آن شب چه بارانی گرفتبوته ی یاس کنار نرده ...

برایِ مَن تا اَبَد تُ میمانی در دِلم،ای تنهاتَرین مُخاطَبِ خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط