گویند مرا که دوزخی باشد مست

گویند مرا که دوزخی باشد مست
قولیست خلاف دل در آن نتوان بست
گر عاشق و میخواره بدوزخ باشند
فردا بینی بهشت همچون کف دست
دیدگاه ها (۱)

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

آهوانه در پی صیاد خود دامم هنوزباز در آغوش مهرت همچنان رامم ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک!

attar-050615

وقتی لب تو خنده زد

شب جمعه بود که بچه ها به خط زدند و جمعه صبح در ماووت عراق بو...

افتاده در چشم تو صاف

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط