من آرزوی تو کردم که بیشتر باشی

من آرزوی تو کردم که بیشتر باشی
برای این دل سردم تو بال و پر باشی

من از نبود تو تنها شدم ولی ای کاش
خدا کند که بیایی و بیشتر باشی

شب است و تازه شروع شراب و شیدایی
بیا که خاتمه ی این شب و سحر باشی

هوای کوی تو امشب هوای شیدایی است
چه میشود که ز غم های خود به در باشی

تو با قدم زدنت تازه عاشقم کردی
بمان که با قدمت سایه ای به سر باشی

به شاعری من این بس که سهم من شده ای
تو امدی که برای دلم سپر باشی

بیا که این دل من راه عاشقی دارد
خدا کند که تو هم در همین سفر باشی
دیدگاه ها (۲)

این هوای دل تنگ‌ است که می گریاند؟یا صدای غزلت باز مرا می خو...

از همه کس گذر کنم ، از تو گذر نمی شودمشکل تو وفای من ، مشکل ...

گاهیدلگرمی یک دوستچنان معجزه میکندگویی خدا روی زمین کنارتوست...

آن درد ندارم که طبیبان داننددردیست محبت که حبیبان دانندما را...

شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک!

عاشقانه های شبنم

رهایم نکن خدابدون تو دنیا عجیب جای ترسناکی‌ست،چقدر می‌ترسم ب...

عاشقانه های شبنم

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

آن پیچکهای یاغی

#ماه، تنها هم‌سفرِ شب‌های بی‌خوابیِ من است؛ همان‌که بی‌آنکه ...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط