خودم میگفتم 

خودم میگفتم 
که چگونه خواهی بخشید
این شکننده توبه های مکرر را
و نومید میشدم ...

اما تو در جانم زمزمه کردی 
که کریمی
و با کریمان کارها دشوار نیست ...

التماس دعا...باران***
#شب_قدر
دیدگاه ها (۳)

به نام خداوند رحمتگر مهربان بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّ...

به نماز بست قامت که نهد به عرش پا رابه خدا علی نبیند به نماز...

سالها در عجبم....از که باید پرسید...از کجا باید رفت...به چه ...

خدای مهرباندراین نیمه های شب سحرنور ایمان به خودت را ب قلب ه...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

خسف | قصه بیست و ششم: صحیفه سجادیه (بخش پایانی)

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

عاشقانه های شبنم بامامان خوبم

بعضی موسیقی‌ها، فراتر از نت و آهنگ هستند؛ آن‌ها شبیه به یک ز...

free from the court (p10)

I'm not jealous part 41جیمین رفت و منو با کراش العامین تنها...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

جئون جانگ کوک فرشته ی آرمی هاگلدن مکنه کیوتی عشق من روزت مبا...

شب التیام.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط