رنگین کمان خاکسترے♠︎

رنگین کمان خاکسترے♠︎
پارت:۱۰
+اسم جالبیه یعنی صبور و فداکار تو خيلی مثل اسمتی خیلی صبوری

حرفاش و کلماتش واسم جالب بود خيلي پخته حرف می‌زد.تاحالا هیچ کس اینطوری توصیفم نکرده بود یا بهتر بگم جرعتشو نداشت.

شتاب زده از روی صندلی بلند شد و با لحن شیطونی و گفت:
_لطفا یه لحظه صبر کن من الان میام جایی نریااا

بدو بدو رفت سمت اتاقی که انگار رخت کن بود و بایه چتر مشکی آوند اون همون چتری بود که اون روز زیر بارون بهش دادم.
اومد سمت و گفت:بفرمایید اینم چتر تون ببخشید اگه یکم گلیه نتونستم تمیزش کنم ینی وقت نکردم .
چترو ازش گرفتم و خواستم ازش تشکر کنم که گفت:
_من باید برم فردا باید برم مدرسه هرچه زود تر باید خودمو به خونه برسونم .

از کافه خارج شد و این من بودموکه مثل خشک شده ها به رفتنش نگاه میکردم اون منو یا کلی سوال که اون کجا زندگی میکنه یا چرت باید توی کافه کار کنه یا اصلا کی هست تنها گزاشت ....
دیدگاه ها (۰)

࿚ ! ࢠـډࢪ ۾َــںْ ، هـآࢪۅڇـیـࢪۅ !࿙# ℘ᾰԻт→❷بارون شدیدتر شد.باید...

پارت ۴ (سرنوشت)

My nurse

Otagh baghli Part 46 «ویو سوهو » پشت مدرسه بودم و داشتم سیگ...

The Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من)پارت ۴۱ خبر....بینندگا...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

بریم✨ با این حرف های اون دختر تو خیلی عصبانی شدی و اضطراب رو...

سناریو در خواستیییی چیفویو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط