نباید شاعر می شدم

نباید شاعر می شدم

می ترسم؛

روزی این شعرها را

در کنج کافه ای دنج

کس دیگری برایت بخواند

و تو را ببوسد.
دیدگاه ها (۳)

#مولا_جانم♥️آقا ترین، سکوت مرا غرق نور کنما را قرین منت و لط...

پلک بستی که تماشا به تمنا برسدپلک بگشا که تمنا به تماشا برسد...

آرامش محض در کنج دنج خانه‌تان...تلفیقی بی‌نظیر از استواری، ز...

روز دختر مبارک

موسیقی

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

در شلوغی این شهر، میان هزار نگاه،فقط نگاه تو مرا از خودم می‌...

عاح....نمی‌دانم....خیلی‌ چیز ها هست که نمی دانم...انتظار هم ...

🌱اون شب که بهم گفت نباید دوستش داشته باشم جا خوردم...دوست دا...

بسم الله الرحمن الرحیم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط