تحلیل و تفسیر شعر «سر به دار(فوران» از (ممد عارض)

تحلیل و تفسیر شعر «سر به دار(فوران» از (ممد عارض)
بخش دوم
---
۱۴. بی‌نیازی از مرحمت و تسلیم

> منت مرهم تو نمی‌کشم
شده آتیش ابدی بمونه بیخ ریشم
خاکستری که تو می‌خوای نمی‌شم

این بخش، باز تأکیدی‌ست بر عدم تسلیم. نمی‌خواهم خاکستری باشم که تو بخوای؛ من آتشم، و آتش باقی می‌مانم.
---
۱۵. سربداری؛ اوج پیام شعر

> ماییم و نوای سربداری
تو رسته کاری ما نیست رستگاری
کار ما برخواستن با زخم کاری
ماییم و نوای سر به داری

در این‌جا شعر به اوج حماسی خود می‌رسد. «سربداری» اشاره به جنبش تاریخی سربداران است که سر به دار دادند اما تسلیم نشدند. شاعر خود را ادامه‌ی آن جریان می‌داند. نه در جست‌وجوی نجات، بلکه ایستاده با زخم‌ها.
---


نتیجه‌گیری:

این شعر یک بیانیه‌ی شاعرانه، اجتماعی و انقلابی‌ست؛ شعری که از فرد شروع می‌شود اما در دل جمع گم نمی‌شود. شاعر، زخم‌های خود را چون بیرق بالا می‌برد و از درون آتیش، فریادی می‌سازد که «نه خاکستر می‌شود، نه خاموش».
با بهره‌گیری از زبان استعاری، ریتم آشنا، و فضاهای نمادین، این شعر در قامت یک سرود ایستادگی، سربلند ایستاده‌ است. تکرار عبارت «ماییم و نوای سربداری» در انتها، مانند ضربه‌ی نهایی پتک بر دیواره‌ی سکوت و فراموشی است.

»ماییم و نوای سر‌به‌داری...
دیدگاه ها (۱)

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

زخم فراموشی

بعضی‌ها فکر می‌کنند وقتی زخمت زدند، قصه‌ات تمام شده؛ نمی‌دان...

ایران منتمام خشت خشت پیکرت را دوست  می دارم برای از "الف" تا...

از ترس تا اعتمادpart: 3 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط