اومدم تواين هواى سردوبرفى قهوه درست کنم وکنارشومينه باآرا

اومدم تواين هواى سردوبرفى قهوه درست کنم وکنارشومينه باآرامش قهوه بخورم وازپنجره بارش برف روتماشاکنم،
بعدديدم توخونه مون نه شومينه داريم نه قهوه، نه برف میاد!
هيچى ديگه نشستم منتظرم شلغما بپزن!;-)
دیدگاه ها (۸)

فیک تهیونگ

*🐰: اوه، این دیگه چیه؟🐰: آه، ممنون!🐰: اصلاً خبر نداشتم.🐰: مم...

*🐰: اوه، این دیگه چیه؟🐰: آه، ممنون!🐰: اصلاً خبر نداشتم.🐰: مم...

فیک

پارت۱۴پرورشگاهorphanageتصمیم گرفتم برم یه دوش ۱۰دیقه ای بگیر...

پسر بد (52)

رمان: قلب در تاریکی

#نفرتی_عاشقانه𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏ویو جونگکوکتو خونه نشسته بودم و به تلویز...

همسایه طبقه بالاپارت ۱ اسباب‌کشی هیچ‌وقت جزو چیزهایی نبود که...

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط